نجوم علمی بی انتها
نگاهی به آسمان بی انتها
۱۳۸٧/٦/۱٠
روش جدیدی برای شناخت خصوصیات ستاره های نوترونی ... نظرات() 


ستاره‌های نوترونی محتوی چگال‌ترین ماده‌ی قابل مشاهده در عالم هستند. این ستارگان جرمی بیس از جرم موجود در خورشید را در کره‌ای به اندازه‌ی یک شهر جای می‌دهند٬ بدین معنا که چند فنجان از ماده‌ی آن‌ها از کوه اورست پرجرم‌تر است. برای مطالعه‌ی این که ماده را تا چه حد می‌توان در طبیعت فشرد، اختر شناسان از این ستارگان به عنوان آزمایشگاه‌های طبیعی استفاده می‌کنند.
«سودیپ باتاچاریا»(Sudip Bhattacharyya) از مرکز فضایی گودارد ناسا و دانشگاه مریلند می‌گوید:" می‌توان ذراتی نظیر کوارک را در مرکز ستارگان نوترونی یافت ولی ایجاد آن ها در آزمایشگاه غیر ممکن است. بنا بر این تنها راه موجود برای شناخت آن‌ها ٬شناخت بهتر ستاره‌های نوترونی است."
دانشمندان در برخورد با این معما باید قطر و جرم ستاره‌های نوترونی را به دقت اندازه گیری کنند. اختر شناسان در دو مطالعه‌ی همزمان، یکی با همکاری آژانس فضایی اروپا، رصدخانه ی پرتو ایکس «اکس ام ام-نیوتن»( XMM-Newton) و دیگری رصدخانه‌ی پرتو ایکس ژاپن و ناسا، «سوزاکو»( Suzaku)، در این راه، قدم بزرگی به جلو برداشته‌اند.
تصویری هنرمندانه از دیسک داغ در حال چرخش حول ستاره‌ای نوترونی. گاز بخش درونی دیسک با سرعتی معادل چهل درصد سرعت نور در اطراف ستاره‌ی نوترونی می‌چرخد. دانشمندان با بررسی حرکت این گاز قطر ستاره‌ی نوترونی را اندازه گیری می‌کنند.
باتاچاریا و همکارش «تاد استرومایر» (Tod Strohmayer)، با استفاده از XMM-Newton سیستم دوتایی 1X- مار ( 1Serpens X-) را رصد کردند. این سیستم شامل یک ستاره‌ی نوترونی و یک ستاره‌ی همدم است. آنها خط طیفی اتم‌های آهن داغ را مشاهده کردند که در اطراف ستاره‌ی نوترونی با سرعتی معادل ۴۰ درصد سرعت نور در حال چرخش هستند. رصد خانه‌های پرتو ایکس پیشین، خطوط طیفی آهن را در اطراف ستاره‌های نوترونی نمایان ساخته اما فاقد حساسیت لازم برای اندازه‌گیری جزییات شکل خطوط بودند.
به کمک آینه‌های بزرگ XMM-Newton ، باتاچاریا و استرومایر دریافتند که سرعت بسیار زیاد گاز باعث پهن شدگی نامتقارن خطوط طیفی آهن شده است که به علت اثر دوپلر و اثرات پرتو افکنی پیش بینی شده در نظریه‌ی نسبیت خاص انیشتین باعث اعوجاج این خط طیفی می‌شود. خمیدگی فضا-زمان به وسیله‌ی گرانش قوی ستاره‌ی نوترونی٬ بر طبق نظریه‌ی نسبیت عام انیشتین٬ خط طیفی آهن ستاره‌ی نوترونی را به طول موج‌های بزرگ‌تر انتقال می‌دهد.
به گفته‌ی استرومایر: "ما این خطوط نامتقارن را در اطراف بسیاری از سیاه چاله‌ها مشاهده کرده‌ایم ولی این اولین مورد برای ستاره‌های نوترونی محسوب می‌شود و نشان می‌دهد که چگونگی شتاب گرفتن مواد در اطراف ستاره‌های نوترونی تفاوت بسیاری با یک سیاه چاله ندارد و این خود ابزاری جدید برای بررسی نظریه‌ی اینشتین است."
گروهی به رهبری «ادوارد ککت»(Edward Cackett) و «جان میلر»(Jon Miller) از دانشگاه میشیگان، به همراه باتاچاریا و استرومایر، از قابلیت‌های طیف سنجی بالای تلسکوپ سوزاکو برای بررسی سه ستاره‌ی نوترونی که هر یک عضوی از یک مجموعه ی دوتایی هستند٬ استفاده کردند. یکی از این سه دوتایی همان 1X- مار بود و نتایج بررسی خطوط طیفی آهن مشابهت زیادی با نتایج رصد XMM-Newton داشت. در اطراف دو سیستم دیگر نیز خطوط آهنی مشابه با 1X- مار وجود داشت.
ککت می‌گوید:" ما فقط گاز در حال چرخش بیرون سطح ستاره‌ی نوترونی را مشاهده می‌کنیم و از آنجا که بخش درونی دیسک تنها تا سطح ستاره‌ی نوترونی ادامه پیدا می‌کند، این اندازه گیری‌ها اندازه‌ی قطر ستاره ی نوترونی را به ما می‌دهد. طبق بررسی ما٬ قطر یک ستاره‌ی نوترونی نمی‌تواند بیشتر از ۲۹ تا ۳۱ کیلومتر باشد و این با روش‌های دیگر اندازه گیری مطابقت دارد." میلر می‌افزاید:" اکنون ما با مشاهده‌ی خط طیفی آهن نسبیتی در اطراف سه ستاره‌ی نوترونی، شیوه‌ی جدیدی را برای اندازه گیری قطر آن‌ها پیدا کرده‌ایم. اندازه گیری جرم و قطر ستاره‌ی نوترونی بسیار مشکل است بنابراین ما به روش‌های متعددی برای دست یابی به این هدف نیازمندیم." فیزیک‌دانان با دانستن جرم و اندازه‌ی یک ستاره ی نوترونی می‌توانند فشردگی یا معادله‌ی حالت ماده‌ی فشرده شده را درون این اشیای بیش از حد چگال توضیح دهند. اختر شناسان در استفاده‌ای دیگر از خطوط طیفی آهن صرف نظر از آزمودن نظریه نسبیت عام اینشتین، می‌توانند شرایط بخش درونی قرص برافزایشی اطراف ستاره‌ی نوترونی را بررسی کنند.
منبع: www.astronomy.com
۱۳۸٧/٦/۱٠
آنتروپی دنیا و شتاب زمان ... نظرات() 

آنتروپی (Entropy) همواره از آغاز جهان (بیگ بنگ) در حال گسترش بوده و محققان همچنان به دنبال دلیلی برای توجیه آن هستند.

همچنین سوال دیگر جوامع علمی این است که آیا چنین موضوعی برای زمان نیز در حال رخ دادن است؟

 

VMR-PCR بنابه مدل کیهانی و مکانیک خود این موضوع را از دیدگاه جدیدی بررسی می کند.

این تئوری اعتقاد دارد که فضازمان دو عامل متفاوت و جدا از یکدیگر هستند که فضای عمومی (در بررسی انحراف آن در برخورد با جرم) و فضای جرم هر دو توپولوژی هایی هستند که صفحات زمان (صفحه ی اول برای فضای اول و صفحه ی دوم برای فضای دوم) آنها را با ایجاد نقش هوموتوپی به یکدیگر متصل می کند.

بنابراین دیگر نیازی نیست هرجا که زمان صفر است فضا هم صفر شود.

در هنگام رخ دادن بیگ بنگ نیز طبق مدل کیهانی VMR-PCR  زمان دنیای جدید برای آغاز صفر درنظر گرفته می شود که اگر فضازمان پیوسته باشند فضا نیز باید در همان لحظه ایجاد شود.

اما با نگاهی دقیق تر باید پرسید اگر فضایی نبوده این پدیده خود کجا رخ داده و به این مرحله رسیده؟ (با فرض اینکه بنابه قرارداد زمان دنیای جدید را صفر فرض کرده ایم).

در مدل VMR-PCR فضا ثابت است و این ذرات خلا هستند که در برخورد با جسم خمیده و چگال می شوند.

بر همین مبنا نیز VMR-PCR تعریف جدید از اتساع زمانی را به ما می دهد.

 

این نظریه بیان می دارد که عام جرم که اینشتین آن را در اتساع زمانی خود تنها عامل قرار داده خود یکی از نتایج عامل تاخیر در زمان است!

بر طبق همین مدل از آنجاکه هر دنیایی زمانی جدا از دنیای قبل برای خود دارد بعد از بیگ بنگ هر فضایی نزدیک و نزدیک تر به مرکز دنیا باشد زمان برایش با تاخیر بیشتری می گذرد.

و یکی از نتایج آن این است که چگالی اجرام سماوی در مرکز دنیا بیشتر است! نه اینکه این تاخیر خود برای اجرام است.

زیرا اگر اینگونه بود حتی در ماه زمان باید به طور محسوسی از زمین تندتر می گذشت.

و اگر اینطور بود اصلا بیگ بنگی رخ نمی داد. زیرا تمام جرم دنیا در مرکز دنیا چگال شده بود و این تاخیر به نهایت خود رسیده بود. تا حدی که گذر زمان صفر شده بود.

اینشتین در محاسبات خود دقیقا به این مشکلات برخورد که اگر تاخیر زمانی وجود دارد پس زمان در لحظه ی بیگ بنگ صفر مطلق است.

که اگر بود بدون گذر زمان مگر اتفاقی هم می افتاد؟

مسئله  ی پیوستگی فضازمان هم که مشکل دیگر آن بود که بررسی اش کردیم.

به همین دلیل VMR-PCR با بیان مدلی ساده می گوید:

 


... ادامه مطلب
۱۳۸٧/٦/۱٠
انحراف فضا ... نظرات() 

آیا زمین در یک چاله فضا-زمان واقع شده است؟

نویسنده : پروفسور هاوکینگ
طبقه بندی : هوافضا - مقالات

تمام تارها را می‌توان به عنوان راه حل‌هایی برای معادلات نظریه‌های ابرگرانش در ۱۰ یا ۱۱ بعد در نظر گرفت. هر چند که ابعاد ۱۰ گانه یا ۱۱ گانه با فضا زمانی که درک می‌کنیم، چندان شباهتی ندارد؛ اما در توجیه این نکته گفته می‌شود که ۶ یا ۷ بعد دیگر چنان پیچ خورده و کوچک شده‌اند که متوجه وجود آنها نمی‌شویم و فقط ۳ بعد باقیمانده را که بزرگ و تقریباً مسطح هستند، درک می‌کنیم.
لازم است یادآور شوم که شخصاً از پذیرفتن ابعاد بالاتر چندان خرسند نبوده‌ام. اما از آنجا که اثبات‌گرا هستم، پرسش «آیا ابعاد بالاتر واقعاً وجود دارند؟» بی‌معنی است. فقط می‌توان پرسید آیا مدل‌های ریاضیاتی با ابعاد بالاتر توصیف مناسبی از جهان ارائه می‌دهد یا خیر. ما تاکنون مشاهداتی نداشتیم که برای تفسیر آنها به وجود ابعاد بالاتر نیازی باشد. با این همه این احتمال وجود دارد که این ابعاد را در برخورد دهنده بزرگ هادرون که در ژنو قرار دارد، مشاهده کنیم. اما آنچه که بسیاری از افراد و از جمله مرا متقاعد ساخته است که مدل‌های با ابعاد بالاتر را جدی تلقی کنند، آن است که شبکه‌ای از ارتباط‌های غیرمنتظره که دوگانگی نامیده می‌شود، در این مدل‌ها وجود دارد. این دوگانگی‌ها نشان می‌دهد که مدل‌ها اصولاً معادل یکدیگرند، به عبارت دیگر این مدل‌ها جنبه‌های مختلف یک نظریه بنیادی هستند، که نظریه ام-تئوری نام گرفته است.
اگر وجود این شبکه از دو گانگی‌ها را نشانه‌ای از حرکت در مسیر صحیح ندانیم، تقریباً مثل آن است که فکر کنیم خداوند فسیل ها را در صخره‌ها قرار داده است تا داروین در مورد تکامل حیات گمراه شود. این دوگانگی‌ها نشان می‌دهد که ۵ نظریه ابرتار مبانی فیزیکی یکسانی را بیان می‌کند و از لحاظ فیزیکی معادل ابرگرانش است. نمی‌توان گفت که ابر تارها بنیادی‌تر از گرانش است یا برعکس، ابر گرانش بنیادی‌تر از ابرتار. بلکه این نظریه‌ها بیان‌های متفاوتی از یک نظریه بنیادی است که هرکدام از آنها برای محاسبه در موقعیت‌های مختلف مفید واقع می‌شوند. نظریه‌های تار برای محاسبه حوادثی که هنگام برخورد چند ذره با انرژی بالا و تفرق آنها روی می‌دهد، مناسب است زیرا فاقد بی‌نهایت‌ها است. با این همه این نظریه برای توصیف چگونگی تابدار شدن جهان به وسیله انرژی تعداد زیادی ذره یا تشکیل حالت محدود مثل سیاهچاله فایده چندانی ندارد. برای چنین وضعیت‌هایی به ابر گرانش نیاز است که اصولاً از نظریه فضا زمان خمیده اینشتین همراه با بعضی موضوع‌های دیگر تشکیل شده است. این تصویری از عمده مطالبی است که پس از این در مورد آنها صحبت خواهم کرد.
مناسب است برای تشریح اینکه چگونه تئوری کوآنتوم به زمان و فضا شکل می‌دهد، ایده زمان موهومی را بیان کنیم. شاید به نظر برسد زمان موهومی برگرفته از داستان‌های علمی تخیلی باشد، اما زمان موهومی در ریاضیات مفهومی کاملاً تعریف شده است: زمان موهومی زمانی است که با اعداد موهومی سنجش می‌شود. می‌توان اعداد حقیقی معمولی همانند ۱، ۲، ۵/۳- و غیره را به صورت مکانشان روی خطی که از چپ به راست امتداد دارد در نظر گرفت: صفر در وسط خط، اعداد حقیقی مثبت در سمت راست و اعداد منفی حقیقی در سمت چپ قرار دارند.
اعداد موهومی را می‌توان به صورت مکانشان روی خط عمود در نظر گرفت: صفر باز هم در وسط خط قرار دارد، اعداد موهومی مثبت رو به بالا و اعداد موهومی منفی رو به پایین ترسیم می‌شود. بنابراین اعداد موهومی را می‌توان به صورت نوع جدیدی از اعداد، عمود بر اعداد حقیقی معمولی در نظر گرفت. از آنجایی که این اعداد ساختاری ریاضیاتی هستند لازم نیست که به طور فیزیکی تحقق یابند، هیچکس نمی‌تواند به تعداد عدد موهومی پرتقال داشته باشد یا صاحب یک کارت اعتباری با صورت حساب اعداد موهومی باشد.
ممکن است کسی فکر کند که این گفته‌ها به این معنی است که اعداد موهومی فقط یک بازی ریاضی است که با دنیای واقعی کاری ندارد. با این همه از دیدگاه فلسفه اثبات‌گرا نمی‌توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که دریابیم کدام مدل‌های ریاضی جهانی را که در آن زندگی می‌کنیم، توصیف می‌کند. معلوم می‌شود که مدل ریاضیاتی شامل زمان موهومی نه تنها آثاری را که پیش از این مشاهده کردیم، پیش گویی می‌کند، بلکه آثاری را پیش گویی می‌کند که تاکنون نتوانسته‌ایم اندازه گیری کنیم، ولی به دلایل دیگر، آنها را باور داشتیم. پس چه چیز واقعی و چه چیز موهومی است؟ آیا این دو فقط در ذهن ما متمایز از یکدیگرند؟
نظریه نسبیت عام کلاسیک (یعنی غیر کوآنتومی) اینشتین زمان واقعی را با سه بعد دیگر فضا ادغام می کند تا فضا زمان چهار بعدی را به وجود آورد. اما جهت زمان واقعی با سه جهت دیگر زمان تفاوت داشت؛ خط جهانی یا تاریخ یک ناظر در زمان واقعی همیشه افزایش می‌یابد (به عبارت دیگر زمان همیشه از گذشته به سوی آینده حرکت می‌کند.) ولی سه بعد دیگر فضا هم می‌توانند کاهش یابند و هم افزایش به عبارت دیگر می‌توان در فضا تغییر جهت داد اما نمی‌توان در خلاف جهت زمان حرکت کرد.
از طرف دیگر، از آنجایی که زمان موهومی عمود بر زمان واقعی است، همانند جهت فضایی چهارم رفتار می‌کند و بنابراین زمان موهومی می‌تواند شامل احتمال‌هایی بیش از مسیر راه آهن زمان واقعی باشد که دارای آغاز و پایان است یا روی یک مسیر بسته حرکت می‌کند. با توجه به این مفهوم موهومی است که می‌گوییم زمان دارای شکل است.
● آیا زمین در یک چاله فضا-زمان واقع شده است؟
به زودی جواب را به دست خواهیم آورد: آزمایش فیزیکی مشترکی بین سازمان فضایی آمریکا(ناسا) و دانشگاه استنفورد ، به نام "گرانش کاو B" اخیرا به نخستین نتایج رسیده است. اکنون اولین سال جمع‌آوری اطلاعات این ماهواره در مدار زمین به پایان رسیده است. نتایج‌، که تجزیه و تحلیل آنها یک سال دیگر طول خواهد کشید، شکل انحنای فضا-زمان را در نزدیکی زمین مشخص خواهد کرد.
زمان و فضا –بر طبق نظریه نسبیت اینشتین –به یکدیگر بافته شده اند و ساختار تار و پودی چهاربعدی به نام فضا-زمان را به وجود آورده اند.جرم قابل توجه زمین ، این ساختار را به شکل یک گودی در می آورد.مانند شخص سنگینی که وسط یک تشک بادی نشسته باشد (هر چند که چنین خمیدگیهای فضا-زمان را اغلب در محیط اطراف اجرام بسیار پر جرم تر و فشرده تری مانند سیاهچاله ها، ستاره های نوترونی، و کوتوله های سفید سراغ داریم اما اگر با دقت کافی محیط اطراف اجرام بسیار کم جرم تری مانند زمین را نیز بررسی کنیم خمیدگی فضا-زمان ناشی از جرم زمین را می توانیم بیابیم).
بر طبق نظریه نسبیت عام اینشتین ، حرکت اجسام در ساختار تار و پودی فضا-زمان صورت می گیرد. یعنی جسم در حال حرکت تابع شکل فضا-زمانی است که در آن واقع شده است. بر اساس این نظریه، گرانش باعث تغییر شکل ساختار فضا-زمان می شود و در نتیجه حرکت جسم نیز بر اثر میدان گرانشی تغییر می کند. می توان گفت که به زبان اینشتین گرانش در اصل حرکت اجسام در مسیر خمیدگی ساختار فضا-زمان در اطراف جسم پرجرم است. یعنی وقتی زمین ر مداری به دور خورشید در گردش است از دید نسبیتی به دلیل انحنای فضا-زمان اطراف خورشید در این مسیر هدایت می شود.
اگر زمین ثابت بود، ضرورتی برای انجام این کاوش نبود، ولی از آنجا که زمین به دور خود حرکت دورانی دارد ، این خمیدگی نیز باید همراه با زمین بچرخد.زمین با پیچ و تاب دادن ساختار فضا-زمان به دور خود به آرامی آن را به صورت یک ساختار چرخشی ۴ بعدی در می آورد.این همان چیزی است که ماهواره گرانش کاو یا GP-B برای آزمایش آن به فضا فرستاده شده است.
این آزمایش براساس فکر بسیار ساده ای انجام می شود: یک ژیروسکوپ (گردش نما) در حال چرخش در مداری در نزدیکی زمین قرار می دهند ، در حالی که محور چرخش آن به سمت یک ستاره بسیار دور -در نقش یک مرجع ثابت و بدون حرکت- نشانه رفته است. بدون وجود نیروهای خارجی، محور ژیروسکوپ باید تا ابد به سمت همان ستاره ثابت بماند.ولی چون فضا-زمان در نزدیکی زمین خمیده است، جهت محور ژیروسکوپ به مرور زمان تغییر می کند.با اندازه گیری بسیار دقیق تغییرات جهت محور ژیروسکوپ نسبت به ستاره، می توان میزان خمیدگی فضا-زمان را در نزدیکی زمین اندازه گرفت.
اما در عمل این آزمایش بسیار دشوار است: ۴ ژیروسکوپی که در GP-B کار گذاشته شده اند، کامل ترین کره هایی هستند که تا به حال به دست بشر ساخته شده اند.این کره ها که هر کدام به اندازه یک توپ پینگ پونگ اند (به قطر حدود ۴ سانتی متر)، از جنس سیلیکون و کوارتز هستند. هیچ گاه اختلاف آنها با یک کره کامل بیش از ۴۰ لایه اتمی نیست. اگر ژیروسکوپ ها کاملا کروی نبودند، محور چرخش آنها حتی بدون اثرات نسبیتی ‌، حرکت می کرد.

 


... ادامه مطلب
۱۳۸٦/۱٢/۸
از اینجا تا ابدیت: سرنوشت خورشید و زمین ... نظرات() 
دیدگاه ما از آینده از زمان ولز بسیار تغییر یافته است. اگر چه ماشین زمان همچنان جزء داستانهای علمی تخیلی باقی مانده است، شناخت و درک ما از تغییرات خورشید این امر را ممکن ساخته است که آینده بسیار دور زمین را به گونه ای شرح دهیم که هم شامل جزئیات و هم از نظر علمی درست باشد.اگر بتوانیم فیلم سریعی از 200 میلیون سال آینده زمین ببینیم، خواهیم دید قاره ها به هم می پیوندند تا شکل آینده کهن قاره (Pangaea) را به وجود آورند که آن هم ساختار جدید صفحات قاره ای را ایجاد می کند. حرارت داخل زمین در درجه اول از فروپاشی ذرات رادیواکتیو اورانیوم 238 ایجاد می شود که نیمه عمر آن 4.5 میلیارد سال است. بنابراین مواد داخلی زمین هم اکنون در حدود نیمی از میزان اولیه گرما تولید می کنند. با سرد شدن مواد داخلی، فرایندهای نوسازی زمین شناسی به تدریج متوقف می شود و سیاره به دوران پیری و سالخوردگی وارد می شود. آتشفشانها فوران می کنند و قاره ها به تدریج شکل و ساختار نهایی خود را به دست می آورند. طی میلیاردها سال بعد سطح آب اقیانوسها اندکی پایین می رود، زیرا آب توسط پوسته که به طور ثابت در حال خنک شدن است جذب می گردد.با این حال خنک شدن زمین با خنک شدن سطح زمین همراه نیست. خورشید همواره از زمان تولدش کمی درخشانتر شده است. ستاره گرم حیاتبخش ما در مسیری است که به بلایی سوزان برای حیات زمین تبدیل می گردد.
... ادامه مطلب